قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2184
تاريخ الفي ( فارسى )
آورده جلال الدّوله را از خطبه برانداخت . جلال الدّوله بالضّروره از بغداد بيرون رفته متوجّه ولايت قرواش بن مقلّد گشت . و پيش از رفتن خود ، كس پيش او فرستاده استمداد نمود . قرواش لشكرى آراسته به قصد امداد جلال الدّوله بيرون رفت . در اثناى راه با يكديگر ملاقات نموده به اتّفاق هم به جانب بغداد مراجعت نمودند ولكين بن علىّ بن مزيد اسدى نيز با ايشان متّفق شده به بغداد درآمدند و در جانب غربى شهر فرود آمدند و بارس طغان با اتباعش در جانب شرقى شهر مىبود و هر روز در ميانهء هر دو طايفه جنگ مىشد تا آنكه كار به جايى رسيد كه در جانب غربى ، خطبه به نام جلال الدّوله مىخواندند و در جانب شرقى ، به اسم ابو كاليجار . و در اين اثنا ، ابو الفوارس منصور بن الحسين با لشكرى بسيار به بغداد آمد و جانب بارس طغان را تقويت نمود . و چون جلال الدّوله را طاقت مقاومت نماند بالضّروره از بغداد به جانب انبار « 1 » رفت و قرواش از وى جدا شده به مستقر ايالت خود ، كه عبارت از موصل باشد ، مراجعت نمود و بارس طغان بر بغداد استيلا يافت ، امّا بعد از اندك روز ، ميانهء او و ابو الفوارس مخالفت شد ؛ چنانچه ابو الفوارس بغداد را گذاشته به جانب ولايت خود رفت و همچنين اكثر مردم از بارس طغان متفرّق شدند و بارس طغان از انديشهء جلال الدّوله در بغداد توقّف نتوانست كرد بالضّروره روى به واسط نهاد به قصد آنكه خود را به ابو كاليجار رساند . امّا جلال الدّوله چون بر اين حال اطلاع يافت بسرعت هرچه تمامتر متوجّه بغداد گشت و در بغداد توقف ناكرده به اتّفاق ولكين بن علىّ أسدى ، بارس طغان را تعاقب نموده و در موضع ضروان به او رسيده ، بين الفريقين مهمّ به جدال و قتال رسيد . در بين محاربه ، بارس طغان از اسب درافتاد و غلامان جلال الدّوله او را درربوده پيش جلال الدّوله بردند . جلال الدّوله بىتوقّف فرمود تا گردنش بزدند و فتنه و فساد تسكين يافت و جلال الدّوله باز از روى استقلال در بغداد قرار گرفت . و از ابتداى فتنهء بارس طغان تا اين نوبت كشته شدن او ، مدّت شش ماه و ده روز كشيده بود . و چون بارس طغان كه هميشه فتنهانگيزى مىكرد از ميان برداشته شد ، ميانهء ابو كاليجار و جلال الدّوله محبّت و دوستى استحكام يافته به مرتبهء مصاهرت و دامادى رسيد ؛ چه ، در اين سال دختر جلال الدّوله را به پسر ابو كاليجار عقد كردند و عداوت ميانهء ايشان به صداقت منجر شد . احوال شيخ الرئيس ابو على سينا و از جمله وقايع اين سال ، به روايت ابن أثير جزرى ، فوت شيخ ابو على سيناست ؛ چه ، او در
--> ( 1 ) . انبار : نام شهرى است واقع در ساحل شرقى فرات و از اين جهت انبار گفتهاند كه انبارهاى دولتى ساسانى در آنجا قرار گرفته بود . در باب وجه تسميهء اين شهر ؛ - ياقوت ، معجم البلدان .